تبليغاتX
خيال تو -

خيال تو

سلام به همه دوستان خوبم

و عذر خواهی که فرصتی نبود تا  محبتهاشون پاسخ بدم  

بالاخره یه فرصتی پیش اومد تا "خیال تو"  رو به روز کنم

 

 

دلتنگی غزل

 

"  بدون قافیه ماندم ، دل غزل تنگ است " 

چقدر ؛ شاعر این روزگار دل سنگ است

 

بیار تیغ ؛ سرم را بزن که "قطعه" شوم

که سخت بین من و مطلع غزل جنگ است

 

مرا به وعده دریا از این غزل بردند

به برکه ای که فقط آشیان خرچنگ است

 

و شعر آینه اش را نمی برد بر دست

برای اینکه نگاه شما پر از سنگ است

 

همانکه خط سیاهی به روی شعر کشید

بهانه کرد؛ حنای حکیم بی رنگ است

 

قبول کن که همین درد ، درد سنگینم

فقط ، فقط و فقط با غزل هماهنگ است

 

مرا به خال لب دوست بازگردانید

اگر چه بین من و او هزار فرسنگ است

 

 

""توضیح : مصرع اول ابن شعر کار دوست خویم آقای علی دهقانه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 11:15  توسط نوازني از كرج